شمس الدين محمد بن محمود آملي

56

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

جزو آنست كه عد ايشان كند و غير اين اجزا عد ايشان نميكند و طريق استخراج متحابين آنكه از عدد زوج الزوج يكى كم كنيم و زوج الزوج ما قبل هم بر آن باقى افزائيم و زوج الزوج ما قبل هم از آن باقى نقصان كنيم اگر سه عدد كه ازين سه عمل حاصل شود همه اول باشند مضروب حاصل ثانى را در حاصل ثالث در زوج الزوج ما قبل ضرب كنيم تا اصغر متحابين حاصل آيد . مثلا از هشت يكى كم كرديم و چهار بر باقى افزوديم و دو هم از باقى كم كرديم 7 ، 11 ، 5 حاصل آيد : هر سه . اول ، پس مضروب 11 در 5 اعنى 55 را در زوج الزوج ما قبل هشت اعنى 4 ضرب كرديم دويست و بيست حاصل شد پس 11 و 5 بر 55 افزوديم 71 شد و چون او نيز اول بود در چهار ضرب كرديم دويست و هشتاد و چهار حاصل شد . و طريق استخراج اعداد زايده و ناقصه آنست كه از عدد زوج الزوج يكى كم كنيم پس اگر زايد خواهيم اولى كه كمتر از باقى بود جزء در زوج الزوج ما قبل ضرب كنيم و اگر ناقص خواهيم اولى كه بيشتر بود ، حاصل مطلوب بود مثلا از هشت يكى كم كرديم هفت ماند اكنون اگر 4 را در 3 يا 5 زنيم حاصل زايد بود چه در اول حاصل 12 بود و اجزاى او اعنى 1 ، 2 ، 3 ، 4 ، 6 شانزده و در ثانى حاصل بيست بود و اجزاى او اعنى 1 ، 2 ، 4 ، 5 ، 10 ، بيست و دو . و چندانكه نقصان اول مضروب فيه از باقى بيشتر بود زياده بيش بود و قدر زياده دائما مثل فضل باقى بود بر مضروب فيه و اگر 4 را در 11 يا سيزده زنيم حاصل ناقص بود چه در اول 44 بود و اجزاى او منحصر است در 1 ر 2 ر 4 ر 11 ر 22 و مجموع آن 40 و در ثانى 52 و اجزاى او اعنى 1 ر 2 ر 4 ر 13 و 26 و مجموع آنچهل و شش باشد و چندانكه زياده مضروب فيه باقى بيش بود نقصان زياده باشد و قدر نقصان دائما مثل زياده مضروب فيه بر باقى و بوجهى ديگر هرگاه كه زوج الزوج را در عدد فرد اول ضرب كنند ببايد ديد اگر آن زوج الزوج بر نصف آن فرد به نصف واحد زياده بود چنان كه زيادتى دو بر نصف سه ، حاصل اعنى شش تام باشد و اگر زياده از